نوشته شده در تاريخ شنبه هفتم دی ۱۳۹۲ توسط محمد
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و سوم شهریور ۱۳۹۲ توسط محمد
سلام

www.facebook.com/mohammad yousefzade9

تشریف بیارید.


نوشته شده در تاريخ سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۱ توسط محمد
ميخواستم عكس دكتر حكمتو بزنم تو وبلاگم ولي هر كاري كردم از ايشون عكسي پيدا نكردم تا اينكه خودم دست به كار شدم و ازش عكس انداختم عكس اولي تو ICU OH اون روز دكتر بعد از دوتا عمل سنگين اومدنو با هم عكس گرفتيم البته اين عكسو خانم هاشمي ازمون گرفت موقعي كه بستري بودم ايشون پرستار من بود كه لازمه ازش تشكر كنم . عكس پائيني هم مطب دكتره.

 

 

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هشتم مرداد ۱۳۹۰ توسط محمد

چند تا موضوع بود که دلم میخواست تو وبلاگ بیارم ولی دیدم نمیشه برای هر کدوم یه مطلب بنویسم . بخاطر همین تعدادی عکس میذارم و زیر هر کدوم هم توضیحاتی مینویسم فکر کنم این بهتر باشه .


این منظره مربوط به تک درختیه که تو جاده فیروزکوه بارها و بارها از جلوش رد شدم اما فرصت عکس گرفتن نداشتم ولی بالاخره یه روز که میرفتم دانشگاه موفق شدم این عکسو بگیرم فکر میکنم عکس خوشگلیه مخصوصاْ آبی آسمان و ابرهایی که دیده میشن عکسو جالب تر کرده.


این همون درخته که تو برف ازش عکس گرفتم . جالبه نه !


این عکس هم جاده روستای یاجیلو تو اردبیله روز عاشورا بود که این عکسو گرفتم جالبه که چند ساله از طرف دوستم ابراهیم ما ناهار اونجا دعوت میشیم. جاده خالی و این گیاهی که گوشه تصویر هست عکسو هنری کرده . این نشون میده که از عکاسی هم یه چیزایی بلدم.


اینجا هم محل کارمون هست . جالب اینه که تولد یکی از خانومها بود و آقایون باهم عکس یادگاری گرفتن. بذارید همکارامو معرفی کنم : از راست به چپ آقای محمد حیدری - آقای کامبخش حیدری (حیدری ها نسبتی باهم ندارن)- آقای امامی (معروف به مستشارالملک) آقای فریدون ابهری و جناب آقای خودم .



نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۸۹ توسط محمد
سلام

بازم دیر اومدم . دیگه دیر اومدنم عادی شده امروز میخوام در مورد مطلبی که یک سال و اندی پیش نوشتم توضیح بدم عنوان مطلبش بود به ياد اردبيل و من اونجا نوشته بودم که اسامی قبول شده ها اومده و اسم من بین اونها نبوده و امیدوارم سال دیگه جز قبول شده ها باشم . خوشبختانه با لطف خدا امسال در رشته مدیریت صنعتی دانشگاه ازاد فیروز کوه قبول شدم البته انقد دیر اومدم که یک ترم هم تموم شد و خوشبختانه غیر از ۲ واحدی که حذف کردم بقیه واحدها پاس شدن.یه عکس هم از خودم دارم که روزی که دانشگاه ثبت نام کردم گرفتم تو این عکس تو چهره من یه نوع خوشحالی و غرور کاذب دیده میشه ولی واقعاْ اون روز خوشحال بودم.

چهره خوشحال و هیجان زده بعد از ثبت نام در دانشگاه


نوشته شده در تاريخ جمعه پانزدهم بهمن ۱۳۸۹ توسط محمد
سلام

آخرین باری که آپ کردم تقریباً یک سال پیش بوده و بعد اون دیگه فرصت نکردم سر بزنم دلیلش هم زندگی ماشینی ، یکنواخت ، تکراری و خسته کننده ایی که تو تهران دارم.بگذریم ، توی این یک سال اتفاقات جالبی افتاد که مهمترین اونها عبارت بود از اینکه تو امتحان کارشناسی ارشد مجاز به انتخاب رشته شدم

و دومیش هم این بود که رفتم اردبیل و اونجا کسی رو از نزدیک دیدم که سالها آرزوشو داشتم و اون کسی نبود جز علی دایی.

 

                                        

وای که چه حسی داشتم تو اون لحظه

 


نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و دوم مرداد ۱۳۸۹ توسط محمد

سلام

امروز 19 شهریوره نتایج کارشناسی ارشد چند روز پیش اعلام شد که من قبول نشدم امیدوارم سال دیگه این موقع اسمم جزو قبول شده ها باشه و کم کم آماده ثبت نام باشم.این روزها خیلی دلم هوای اردبیلو کرده با اینکه همیشه یاد اردبیل تو ذهنم هست اما یه مدتیه خیلی احساس دلتنگی میکنم. امروز به یاد اردبیل یه عکس از گردنه حیران اردبیل میذارم تا هرکی میبینه لذت ببره و بدونه که تو چه بهشتی زندگی می کردیم .

http://xs.to/xs.php?h=xs743&d=09374&f=cimg1998650.jpg


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه نوزدهم شهریور ۱۳۸۸ توسط محمد


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۸۷ توسط محمد
سلام

خیلی وقت بود که مطلب نمی نوشتم چون وقت نمی کردم و همیشه خسته بودم حوصله نداشتم علتش هم کار زیاد بود ولی امروز به هر حال اومدم یه آپی بکنم.

تقریبا" ۵ ماهه که تو بیمارستان عرفان کار میکنم.بالاخره علیرغم میل باطنیم به تهران اومدم و اینجا مشغول به کار شدم.شکل زندگیم کلا" عوض شده البته تازگی ها ماشین هم گرفتم ولی اصلا" احساس آرامش ندارم .تنها خوبی که تهران برام داره اینه که  با چند نفر به عنوان همکار آشنا شدم و دارم تجربه کسب میکنم. بگذریم . . . یه عکس از بیمارستان براتون میذارم.امیدوارم دفعه بعد که آپ می کنم احساس بهتری داشته باشم.  بای ال

  

                                   


نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۸۷ توسط محمد
    

VPN

قالب بلاگفا